گاهی یک تغییر کوچک در چشم، اولین چیزی است که توجه ما را به یک مشکل بزرگتر جلب میکند. زرد شدن سفیدی چشم، بیرونزدگی غیرعادی کره چشم، افتادگی ناگهانی یک پلک یا تغییراتی که چشمپزشک در عروق شبکیه مشاهده میکند، همگی ممکن است اطلاعاتی درباره وضعیت عمومی بدن در اختیار پزشک قرار دهند.
اما عبارت «تشخیص بیماری از روی چشم» باید درست معنا شود. پزشک معمولاً نمیتواند فقط با نگاه کردن به چشم، یک بیماری داخلی را با قطعیت تشخیص دهد. آنچه چشم ارائه میدهد بیشتر مجموعهای از نشانهها و سرنخهای بالینی است که در کنار شرح حال، معاینه، آزمایش خون، تصویربرداری و سایر بررسیها معنا پیدا میکنند.
جالب اینجاست که چشم از معدود نقاط بدن است که پزشک میتواند عروق خونی و بخشهایی از سیستم عصبی را با ابزارهای معاینه بهصورت مستقیم مشاهده کند. به همین دلیل معاینه چشم گاهی اطلاعاتی فراتر از نمره عینک در اختیار پزشک قرار میدهد و حتی ممکن است نشانههایی از دیابت، فشار خون یا برخی بیماریهای عصبی در آن دیده شود. آکادمی چشمپزشکی آمریکا نیز به نقش معاینه چشم در شناسایی نشانههای تعدادی از بیماریهای سیستمیک اشاره کرده است.
آیا واقعاً میتوان بیماریهای بدن را از روی چشم فهمید؟
تا حدی بله؛ اما نه به روشی که گاهی در شبکههای اجتماعی یا طبهای غیرعلمی مطرح میشود.
بعضی بیماریهای عمومی بدن تغییرات شناختهشدهای در چشم ایجاد میکنند. برای مثال دیابت میتواند به عروق شبکیه آسیب بزند، بعضی بیماریهای تیروئید با تغییرات بافتهای اطراف چشم همراه میشوند و افزایش بیلیروبین خون ممکن است سفیدی چشم را زرد کند.
این موارد روابط پزشکی شناختهشدهای هستند.
اما اینکه فقط با بررسی لکهها، خطوط یا رنگ عنبیه بتوان مشخص کرد کبد، کلیه، معده یا سایر اندامهای بدن چه بیماریای دارند، موضوع متفاوتی است و شواهد علمی قابلاعتمادی از آن حمایت نمیکند.
پس بهتر است چشم را پنجرهای برای مشاهده بعضی نشانههای سلامت بدن بدانیم، نه دستگاهی که تمام بیماریها را از روی ظاهر آن تشخیص میدهد.
عنبیهشناسی چیست و آیا از نظر علمی معتبر است؟
عنبیهشناسی یا Iridology روشی در طب جایگزین است که ادعا میکند بخشهای مختلف عنبیه با اندامهای مختلف بدن مرتبط هستند و تغییر رنگ، لکه یا خطوط عنبیه میتواند بیماری آن اندام را نشان دهد.
برای مثال در بعضی نقشههای عنبیهشناسی، بخشهایی از عنبیه به معده، کبد، کلیه یا قلب نسبت داده میشوند.
مشکل اینجاست که چنین نقشههایی در پزشکی مبتنی بر شواهد بهعنوان روش تشخیصی معتبر پذیرفته نشدهاند. یک مرور نظاممند منتشرشده در منابع پزشکی، مطالعات مربوط به توانایی Iridology در تشخیص بیماری را بررسی کرد و شواهد قابلاعتمادی برای استفاده از آن بهعنوان ابزار تشخیصی پیدا نکرد.
بنابراین اگر تغییری در رنگ یا ظاهر عنبیه مشاهده کردید، بهتر است بهجای نتیجهگیری درباره بیماری یک عضو داخلی، آن را با چشمپزشک بررسی کنید.
تغییر واقعی رنگ یک یا هر دو چشم نیز موضوعی است که ارزش معاینه دارد. آکادمی چشمپزشکی آمریکا توصیه میکند تغییر واقعی رنگ چشم توسط پزشک بررسی شود.
زرد شدن سفیدی چشم؛ یکی از واضحترین نشانههای عمومی بدن
یکی از تغییراتی که ارتباط نسبتاً مشخصی با وضعیت عمومی بدن دارد، زرد شدن کل سفیدی چشم یا صلبیه است.
این حالت میتواند در یرقان یا Jaundice دیده شود. یرقان زمانی ایجاد میشود که مقدار بیلیروبین در بدن افزایش پیدا کند. بیماریهای کبد، مشکلات مجاری صفراوی و بعضی اختلالات خونی از جمله شرایطی هستند که میتوانند باعث افزایش بیلیروبین شوند.
البته هر لکه زرد کوچکی روی سفیدی چشم به معنی بیماری کبد نیست. برای مثال ضایعهای به نام Pinguecula میتواند بهصورت یک ناحیه زردرنگ موضعی روی ملتحمه دیده شود و ارتباطی با یرقان عمومی نداشته باشد.
تفاوت مهم در همینجاست: زرد شدن گسترده سفیدی هر دو چشم با یک لکه کوچک و محدود روی سطح چشم یکسان نیست.
اگر زرد شدن سفیدی چشم جدید است، مخصوصاً اگر با زردی پوست، ادرار تیره یا سایر علائم همراه شده، مراجعه پزشکی لازم است.
بیرونزدگی چشم و ارتباط آن با تیروئید
برجسته شدن غیرطبیعی کره چشم را Proptosis یا Exophthalmos مینامند.
یکی از شناختهشدهترین دلایل این حالت در بزرگسالان بیماری چشمی تیروئید یا Thyroid Eye Disease است که ارتباط نزدیکی با بیماری Graves دارد. در این وضعیت سیستم ایمنی میتواند بافتهای اطراف و پشت چشم را درگیر کند و باعث تورم، التهاب و جلو آمدن کره چشم شود.
علائم فقط به برجسته شدن چشم محدود نمیشوند. بعضی افراد ممکن است خشکی، قرمزی، احساس وجود جسم خارجی، تورم پلک یا دوبینی را نیز تجربه کنند.
با این حال دیدن یک چشم برجسته به معنی تشخیص قطعی پرکاری تیروئید نیست. بیرونزدگی چشم دلایل دیگری هم دارد؛ از التهاب و عفونت گرفته تا مشکلات عروقی و تودههای داخل کاسه چشم. منابع پزشکی تأکید میکنند که Proptosis میتواند علل بسیار متفاوتی داشته باشد و باید ارزیابی شود.
بهخصوص بیرونزدگی جدید یک چشم نباید صرفاً به شکل طبیعی صورت نسبت داده شود.
افتادگی پلک همیشه نشانه افزایش سن نیست
افتادگی پلک یا Ptosis زمانی اتفاق میافتد که پلک بالایی در موقعیتی پایینتر از حالت طبیعی قرار بگیرد.
در افراد مسن، شل شدن بافتها و تغییر عملکرد عضله بالابرنده پلک میتواند باعث افتادگی تدریجی شود. بنابراین همه موارد Ptosis نشاندهنده یک بیماری خطرناک نیستند.
در کودکان، افتادگی پلک ممکن است از بدو تولد وجود داشته باشد. اگر پلک بخش زیادی از مردمک را بپوشاند، ممکن است مسیر طبیعی رشد بینایی مختل شود و خطر تنبلی چشم افزایش پیدا کند؛ به همین دلیل Ptosis قابل توجه در کودک باید توسط چشمپزشک بررسی شود.
اما یک حالت کاملاً متفاوت هم وجود دارد: افتادگی ناگهانی یک پلک.
اگر یک پلک ناگهان افتاده و همزمان دوبینی، سردرد شدید، تغییر اندازه مردمک، اختلال حرکت چشم یا علائم عصبی ایجاد شده است، مراجعه سریع پزشکی اهمیت دارد. افتادگی نامتقارن در بعضی موارد میتواند با مشکلات عصبی جدی همراه باشد.
اندازه مردمکها هم میتواند سرنخ بدهد
مردمک دو چشم همیشه دقیقاً یک اندازه نیست و اختلاف جزئی در بعضی افراد کاملاً طبیعی است. اما تغییر جدید یا واضح در اندازه مردمکها، مخصوصاً اگر با افتادگی پلک یا دوبینی همراه باشد، نیاز به بررسی دارد.
برای مثال در سندرم هورنر ممکن است ترکیبی از کوچک شدن مردمک یک چشم و افتادگی خفیف پلک دیده شود. Horner Syndrome خود یک بیماری واحد نیست؛ بلکه نتیجه اختلال در مسیر عصبی مشخصی میان مغز و چشم است و علت زمینهای آن باید پیدا شود.
بنابراین دیدن دو مردمک متفاوت به معنی وجود هورنر نیست، اما اگر این اختلاف بهتازگی ایجاد شده باشد، بهتر است خودسرانه علتیابی نشود.
دیابت؛ بیماریای که ممکن است مدتها در شبکیه بیصدا پیش برود
یکی از مهمترین مثالهای ارتباط چشم با سلامت عمومی بدن، دیابت است.
قند خون بالا در طول زمان میتواند به عروق بسیار کوچک شبکیه آسیب بزند و بیماریای به نام Diabetic Retinopathy ایجاد کند. در معاینه ته چشم، پزشک ممکن است تغییراتی مثل خونریزیهای ریز یا نشت از عروق را مشاهده کند.
نکته مهم این است که رتینوپاتی دیابتی در مراحل اولیه ممکن است هیچ علامتی برای خود بیمار ایجاد نکند. فرد ممکن است تصور کند چون واضح میبیند، چشمهایش کاملاً سالم هستند؛ در حالی که تغییرات عروقی از قبل شروع شدهاند. مؤسسه ملی چشم آمریکا نیز تأکید میکند که مراحل اولیه رتینوپاتی دیابتی اغلب بدون علامت هستند و معاینه با مردمک گشادشده برای تشخیص اهمیت دارد.
در مراحل پیشرفتهتر ممکن است تاری دید، مگسپران یا کاهش بینایی ظاهر شود.
به همین دلیل برای فرد مبتلا به دیابت، معاینه دورهای چشم فقط برای تعیین نمره عینک نیست؛ بخشی از کنترل عوارض بیماری محسوب میشود.
فشار خون بالا را هم میتوان در عروق چشم دید
شبکیه دارای شبکهای از عروق ظریف است و فشار خون کنترلنشده میتواند این عروق را آسیب بزند.
این وضعیت به نام رتینوپاتی پرفشاری خون یا Hypertensive Retinopathy شناخته میشود. تغییرات عروقی گاهی هنگام معاینه چشم دیده میشوند، حتی در فردی که هنوز مشکل واضحی در بینایی احساس نمیکند.
فشار خون بالا در طول زمان میتواند به عروق شبکیه و حتی عصب بینایی آسیب برساند. انجمن قلب آمریکا نیز آسیب عروق چشم و کاهش بینایی را از پیامدهای فشار خون کنترلنشده معرفی میکند.
البته چشمپزشک با نگاه کردن به شبکیه بهتنهایی نمیگوید فشار خون شما دقیقاً چند است. اندازهگیری فشار خون همچنان برای تشخیص Hypertension ضروری است.
معاینه چشم در اینجا اطلاعات تکمیلی درباره تأثیر بیماری بر عروق بدن فراهم میکند.
وقتی نوزاد اشیا را با چشم دنبال نمیکند
یکی از بخشهایی که باید با احتیاط درباره آن صحبت کرد، رشد بینایی نوزاد است.
در ماههای نخست زندگی، توانایی ثابت کردن نگاه و دنبال کردن اشیا بهتدریج رشد میکند. آکادمی اطفال آمریکا اشاره میکند که در حدود ۳ تا ۴ ماهگی، نوزاد معمولاً توانایی دنبال کردن اشیای متحرک با چشم را پیدا میکند و اگر والدین احساس کنند چشمهای کودک تا حدود سه ماهگی هماهنگ حرکت نمیکنند، بهتر است موضوع را با پزشک مطرح کنند.
اما نکته مهم این است:
دنبال نکردن شیء با چشم بهتنهایی تشخیص اوتیسم نیست.
این علامت میتواند دلایل بسیار متفاوتی داشته باشد؛ از مشکلات بینایی و چشمی گرفته تا تفاوتهای رشدی یا عصبی. حتی زمان رسیدن به مراحل رشدی میان نوزادان تا حدی متفاوت است.
اگر نوزاد به چهرهها توجه نمیکند، اشیا را دنبال نمیکند، واکنش بینایی ضعیفی دارد یا والدین درباره رشد او نگران هستند، مسیر درست مراجعه به متخصص کودکان و در صورت نیاز چشمپزشک کودکان است؛ نه تلاش برای تشخیص بیماری از یک علامت منفرد.

چشم پزشک چطور از چشم اطلاعات بیشتری به دست میآورد؟
«نگاه کردن به چشم» در پزشکی فقط مشاهده ظاهری چشم در آینه نیست.
پزشک بسته به شرایط میتواند بخشهای مختلف چشم را با ابزارهای تخصصی بررسی کند. در معاینه با مردمک گشادشده، دید وسیعتری از شبکیه و عصب بینایی فراهم میشود. این معاینه در بیماریهایی مثل دیابت و فشار خون اهمیت ویژهای دارد.
در صورت نیاز ممکن است از روشهای دیگری مانند:
- عکاسی از شبکیه
- OCT
- بررسی میدان بینایی
- اندازهگیری فشار داخل چشم
- بررسی حرکات چشم و مردمکها
- تصویربرداری از کاسه چشم
استفاده شود.
یعنی وقتی گفته میشود بیماری میتواند «در چشم دیده شود»، منظور اغلب تغییراتی است که متخصص با معاینه و تجهیزات پزشکی تشخیص میدهد؛ نه اینکه هر فردی بتواند در خانه و جلوی آینه بیماریهای داخلی خود را شناسایی کند.
چه تغییراتی در چشم نیاز به پیگیری سریع دارند؟

خیلی از مشکلات چشمی اورژانسی نیستند، اما بعضی تغییرات را بهتر است به تعویق نیندازید.
افت ناگهانی بینایی، دوبینی جدید، افتادگی ناگهانی پلک همراه با تغییر مردمک، بیرونزدگی جدید چشم، درد شدید چشم، یا افزایش ناگهانی مگسپران و جرقههای نوری از مواردی هستند که نیاز به ارزیابی سریعتر دارند.
برای مثال پارگی یا جداشدگی شبکیه ممکن است با افزایش ناگهانی Floaters، نورهای فلاشمانند یا ایجاد سایهای شبیه پرده در میدان دید همراه شود و یک وضعیت اورژانسی چشم محسوب میشود.
در چنین شرایطی منتظر نمانید که علائم خودبهخود از بین بروند.
چشمها آینه سلامت هستند؛ اما نه به معنای تشخیص خودسرانه
این جمله که «چشمها آینه سلامت بدن هستند» اگر درست تفسیر شود، حرف بیراهی نیست.
عروق شبکیه میتوانند تحت تأثیر دیابت و فشار خون قرار بگیرند. بیماری تیروئید میتواند بافتهای اطراف چشم را درگیر کند. افزایش بیلیروبین میتواند سفیدی چشم را زرد کند و بعضی مشکلات عصبی ممکن است خود را با تغییر مردمک، حرکات چشم یا افتادگی پلک نشان دهند.
اما از این واقعیت نباید نتیجه گرفت که هر تغییر کوچکی در چشم معادل یک بیماری خاص است.
قرمزی چشم ممکن است صرفاً ناشی از خشکی یا حساسیت باشد. یک لکه زرد کوچک الزاماً به معنی بیماری کبد نیست. افتادگی پلک در سالمندان اغلب ناشی از تغییرات وابسته به سن است و اختلاف جزئی مردمک نیز در بعضی افراد طبیعی است.
ارزش واقعی این نشانهها زمانی مشخص میشود که در زمینه بالینی درست تفسیر شوند.
جمعبندی؛ از چشم میتوان سرنخ گرفت، نه همیشه تشخیص قطعی
تشخیص بیماری از روی چشم در پزشکی واقعی به معنای پیدا کردن سرنخهایی است که ممکن است پزشک را به بررسی دقیقتر یک بیماری چشمی یا عمومی هدایت کنند.
دیابت و فشار خون میتوانند تغییرات عروقی در شبکیه ایجاد کنند، بیماری تیروئید ممکن است با بیرونزدگی چشم همراه شود و زرد شدن گسترده سفیدی چشم میتواند نشانه افزایش بیلیروبین باشد. افتادگی پلک و تغییر مردمک نیز در بعضی شرایط ارزش بررسی عصبی دارند.
اما روشهایی مانند تشخیص بیماری اندامهای بدن صرفاً براساس نقشه رنگ و خطوط عنبیه، پشتوانه علمی کافی برای جایگزینی روشهای پزشکی ندارند.
اگر تغییری غیرعادی و جدید در چشم خود مشاهده کردهاید، بهترین کار این نیست که از روی عکس اینترنتی بیماری خود را حدس بزنید. معاینه چشم میتواند مشخص کند آیا مسئله فقط مربوط به خود چشم است یا بررسیهای بیشتری در سایر بخشهای بدن لازم خواهد بود.